مقالات

HBA آژانس تبلیغاتی

تبلیغات و بیلبورد


من کار تحقیقم را در حوزة فضای مجازی به بررسی بیلبوردها به خصوص بیلبوردهای آموزشی اختصاص داده ام، و قصد دارم در این مقاله به مطالعة تأثیر بیلبوردهای آموزشی بر میزان استفاده ی کاربران از خدمات آموزشی موجود در بیلبوردها متمرکز شوم و در واقع مطالعه ای موردی در این زمینه انجام دهم. من در این مقاله بیلبوردهای آموزشی را مد نظر دارم و می خواهم با این تعریفی که به طور کل از بیلبوردهای مختلف دارم بیلبوردهای آموزشی را مورد مطالعه قرار بدهم.در این جا سوالی که باعث شده من از بین بیلبوردهای مختلف، بیلبوردهای آموزشی را انتخاب کنم مطرح می کنم، سوال من این است، بیلبوردهای آموزشی که در سطح شهر تهران وجود دارد می توانند برای عموم مردم مورد توجه باشند یا این بیلبوردها فقط توجه قشر خاصی از مخاطبان را به خود جلب می کنند. قالب مقاله به این ترتیب است که در ابتدا در مورد گرافیک محیطی مطلبی را جمع آوری کرده ام و همچنین به معرفی بیلبورد و اهمیت آن پرداخته ام و همچنین سوالاتی مطرح شده از این قبیل که: بیلبورد چیست و چه اهمیتی دارد؟بیلبوردهای آموزشی چه کارایی دارند و آیا می توانند نظر مخاطبان و عابران را به خود جلب کنند؟ در ادامه رویکرد نظری این تحقیق را بیان می کنم، در این مطالعه من از نظریه ی اقناع استفاده می کنم، این نظریه همیشه بخشی از زندگی ما بوده است که از تاثیر افراد بر روی یکدیگر صحبت می کند، افراد همیشه در این راه حرکت می کنند تا نگرش دیگران را به نفع خود تغییر دهند و این تغییر نگرش فقط با اقناع ممکن است.واز دل همین نظریه فرضیه ای در مورد تبلیغات آموزشی بیلبورد ها بیرون می آید. فرضیه ی این تحقیق بر این اساس است که وقتی از سطح شهر تهران می گذریم، بیلبوردهای تبلیغاتی زیادی را می بینیم که این بیلبوردها انواع و اقسام مختلفی دارند مثل بیلبوردهای تجاری، خدماتی، آموزشی وغیره.هر کدام از این نوع بیلبوردها از روش های خاصی برای جذب مخاطب استفاده می کنند، مثلا بیلبورد های آموزشی، بیلبوردهایی بسیار ساده هستند، به عنوان نمونه، اگر این نوع از بیلبوردها وقتی قصد تبلیغ یک موسسه ی آموزشی را دارند، از نام آن موسسه برای تبلیغ استفاده می کنند. با این اوصاف این بیلبوردها می توانند نظر همه ی مردم و مخاطبان را به خود جلب کنند، یا فقط برای عده ای از مخاطبان که نزدیک کنکور هستند و یا می خواهند تحصیلات خود را کامل کنند جذابیت و کاربرد دارندوآیا این نوع بیلبوردها می توانند بر نحوه ی استفاده ی افراد از این نوع خدمات تاثیر بگذارد. و برای اینکه به این فرضیه ی خود جواب بدهم روش تحقیق این مطالعه را، روش پیمایشی(پرسش نامه)انتخاب کرده ام و این پرسش نامه را به طور مساوی بین مخاطبان عام و مخاطبان خاص پخش کردم. من در این مطالعه با استفاده از نظریه ی اقناع و روش پیمایشی، (یا همان پرسش نامه) به مطالعه ی بیلبوردهای مورد نظر می پردازم و با همین روش شناسی یعنی جمع آوردی داده ها از طریق پرسش نامه، داده های جمع آوری شده را مورد مطالعه قرار می دهم.در انتها، نتیجه گیری خود را با توجه به سوال مطرح شده وفرضیه، گزارش می دهم و پاسخ گرفته شده را با توجه به اثبات یا رد فرضیه بیان می کنم. بیلبورد جز رسانه های محیطی جذاب است که قسمتی از هویت شهرهای بزرگ را تشکیل می دهد. در واقع بیلبوردها نظیر باجه تلفن، ایستگاه اتوبوس و... جزیی از نمادهای یک شهر به حساب می آید. مفهوم تبلیغاتی بیلبورد عبارت است از" ارسال بیشترین پیام ممکن با کمترین کلمات و در کوتاه ترین زمان از طریق فضای اختصاص یافته محیطی به آن". هرچند در ایران بیلبوردها آلبوم تاریخ معاصر ما نیستند، اما برای خود شخصیت مهمی پیدا کرده اند و به نوعی معرف شخصیت اهالی شهر هستند. در اینجا باید از دست اندرکاران این شناسنامه های عظیم شهری بخواهیم که در معرفی هرچه بهتر شهر و مردم آن بکوشند، سلیقه هنری و الگوی مصرفی جامعه را بهبود بخشند و فراموش نکنند که کار آنها قبل از اینکه جنبه مادی داشته باشد، کاری فرهنگی به شمار می آید و مسئولیت بزرگی بر عهده آنان گذاشته است.[۲] من در این مقاله بیلبوردهای آموزشی را مد نظر دارم و می خواهم با این تعریفی که به طور کل از بیلبوردهای مختلف دارم بیلبوردهای آموزشی را مورد مطالعه قرار بدهم.در این جا سوالی که باعث شده من از بین بیلبوردهای مختلف، بیلبوردهای آموزشی را انتخاب کنم مطرح می کنم، سوال من این است، بیلبوردهای آموزشی که در سطح شهر تهران وجود دارد می توانند برای عموم مردم مورد توجه باشند یا این بیلبوردها فقط توجه قشر خاصی از مخاطبان را به خود جلب می کنند. امروزه گرافیک بعنوان یکی از مهمترین عوامل تبلیغ، پیام رسانی و نشر دانش سیاسی، اجتماعی وفرهنگی می باشد و در جوامع پیشرفته از مهمترین ارکان تشکیل دهنده یک زندگی اجتماعی است. طراحی گرافیک در اعلان های تبلیغاتی وتجاری تلویزیون، سینما، بسته بندی کالاها، علائم راهنمایی و رانندگی ویترین مغازه ها تزیین خیابانی وعمومی نظیر هتل ها، فرودگاهها و مترو ها، رستوران ها و پارک ها، فروشگاه ها و اماکن مختلف ورزشی هنری و فرهنگی، نوشته ها و تبلیغات بدنه ساختمان ها و وسایل نقلیه مثل اتوبوس ها، ترن ها و هواپیماها بیل بردها و گرافیک در ابعاد بزرگ ونقاشی دیواری، پیکتو گرام ها و علائمک نمادین، نقش عمده ای دارد. گرافیک محیطی به عنوان یکی از شاخه های گرافیک در رسیدن به اهداف بالا نقش بسزائی دارد، و بخش عمده ای از فعالیت های تبلیغاتی و تجاری را در بر می گیرد. محیط اطراف ما خانه ای که در آن زندگی می کنیم خیابانی که درآن تردد می کنیم فضای سبزی که درآن قدم می زنیم، پارکی که برای تفریح به آنجا می رویم، همه نیاز به برقراری روابط منطقی فرمی و روابط سازمان بندی دقیق بر مبنای اصول و مبانی بیان بصری دارند.انسان به واسطه گرافیک محیطی با محیط پیرامون خود سخن می گوید، و با دیگران ارتباط برقرار می کند. گرافیک محیطی در ایجاد فضایی مطلوب و دلنشین برای افراد جامعه نقش موثردارد.محیط مناسب یعنی فضایی که بشر در آن بتواند فارغ از فشارهای ناخواسته روانی رشد کرده و شکوفا شود و این از خواسته های عقلانی و منطقی هر جامعه است. گرافیک محیط زیبایی بصری و نظم و هماهنگی مطلوب فضا است.مقصود از تمام طرح های گرافیکی برای محیط داخلی و خارجی – ایجاد فضایی برای زندگی پر نشاط و سالم و قانع کننده است گرافیک محیطی را می توان به دو گونه گرافیک محیطی دو بعدی یامسطح و سه بعدی یا حجمی تقسیم کرد.[۳] گرافیک محیطی می تواند جنببه های مختلفی داشته باشد:
▪ جنبه اطلاع رسانی و یاحالت تاکید و یا هشدار نسبت به موضوعی داشته باشد.
▪ جنبه فرهنگی داشته باشد، مانند تبلیغات شهری در مورد تئاتر وسینما و غیره.
▪ جنبه آموزشی داشته باشد.
▪ جنبه تبلیغاتی داشته باشد.
▪ جنبه اجتماعی داشته باشد، مانند تبلیغات بر علیه مصرف سیگار در سطح شهر ▪ جنبه زیبایی و هنری وصرفا زیبا سازی محیط را داشته باشد. [۴]
● بیلبورد چیست؟
بیلبورد، (یا تابلوی تبلیغاتی یا تختهٔ آگهی) به تابلو بزرگی گفته می‌شود که فضای مناسبی برای نصب آگهی را در اختیار دولت، صنعتگران و عرضه کنندگان کالا میگذارد. و در اصل به هر فضای خارجی که امکان نصب آگهی بر آن باشد اطلاق می‌شود. اما امروزه، بیشتر به معنای تابلوهای بسیار بزرگ و نورپردازی شده است مه بر پایه‌های بلندی قرار گرفته و از فواصل دور قابل دیده شدن هستند.امروزه بیلبوردها مجموعه‌ای از تصاویر بزرگ هستند، بعضی از آنها مضحک، بعضی کمی عجیب و غریب و گاهی کنایه آمیزند. ما به عنوان بیننده می‌توانیم دیدگاههای مختلفی نسبت به هر بیلبورد داشته باشیم اما این واقعیت را نمی‌توانیم انکار کنیم که بیلبوردها، نماد جریان دائمی و روان زندگی هستند. در بسیاری از کشورها، تختهٔ‌های آگهی به مردم کمک می‌کنند تا جایی برای غذا خوردن، خوابیدن یا تهیه بنزین پیدا کنند، به خصوص در جایی مانند آمریکا، با بزرگراههای متعدد و مسافتهای طولانی و خالی از سکنه بین شهری، وجود چنین تابلوهایی برای مسافرین غریب و خسته، نعمتی است.از طرفی تابلوهای آگهی، به بسیاری از شرکتها و دارندگان صنایع مختلف کمک می‌کنند و وجود این تابلوهای بزرگ، برای شرکتها و تجارتهای نوپایی که قادر به پرداخت هزینه تبلیغات تلویزیونی نیستند، بسیار مفید بوده است. در مقایسه با قیمت تبلیغات تلویزیونی و رادیویی و کم نتیجه بودن تبلیغات در داخل مجلات و روزنامه ها، بیلبورد، می‌تواند با هزینه کمتر، بیشترین تعداد مخاطب را داشته باشد.[۵]
● رویکرد نظری
من در این مقاله از نظریه ی اقناع استفاده می کنم.اقناع اگرچه فقط گونه ای از ارتباطات جمعی است، ولی فرایندی است که افراد زیادی به آن علاقه مند هستند.آگهی دهندگان از ارتباطات جمعی برای فروش کالاهای خود دست به اقناع می زنند.اقناع همیشه بخشی از زندگی بشر بوده است و افراد سعی دارند تا بر دیگران و حتی دوستان نزدیک و افراد خانواده ی خود تاثیر بگذارند.[۶] این نظریه بیان می کند که تبلیغات سعی دارند نگرش افراد را به نفع خود تغییر دهند ولی ما می دانیم که نگرش ها زیر ساخت های اعتقادات ما هستند و این زیر ساخت ها قابل تغییر نیستند، تبلیغات اگرچه می توانند بر روی اعتقادات ما تاثیر بگذارند ولی نگرش های ما را نمی توانند عوض کنند.نظریه ی اقناع از سه فن برای عوض کردن اعتقادات ما استفاده می کند، این سه فن عبارتند از: شوخی، جاذبه ی جنسی و تکرار.
▪ توسل به شوخی: استفاده از شوخی فن رایجی در ارتباط است، استفاده از شوخی می تواند حواس را منحرف کند و این انحراف خود باعث تغییر نگرش می شود.این انحراف حواس خود می تواند با جلوگیری از استدلال مخالف، به تغییر نگرش بیشتری ختم شود، یا انحراف توجه با مداخله در مراقبت و دقت توجه، به پیام، به تغییر نگرش کمتری منجر شود.[۷]
▪ جاذبه های جنسی: مدل جنسی می تواند بر ادراک یا تصور یک محصول اثر بگذارد، حتی اگر ارتباط منطقی میان مدل و محصول خیلی کم باشد.با اینکه جاذبه ی جنسی در تبلیغات امری رایج است، به نظر می رسد استفاده از آن خطرهایی دارد.ممکن است بعضی مخاطبان توسل به جاذبه ی جنسی را مردود بدانند، بعضی دیگر ممکن است درک نادرستی از آن داشته باشند یا اینکه کسانی آن را ندیده بگیرند و بعضی دیگر هم ممکن است از هدف اصلی تبلیغ منحرف شوند.[۸]
▪ اثرهای تکرار: خیلی از پیامهای ارتباط جمعی، به ویژه تبلیغات تجاری یا سیاسی، به طور گسترده تکرار می شوند.اینکه چرا این روش مناسب است چند دلیل دارد.تمام افراد مخاطب در یک زمان واحد تلویزیون تماشا نمی کنند، یا در رسانه های چاپی، تمام خوانندگان یک مورد چاپ تبلیغ را نخواهند دید.امتیاز دیگر تکرار این است که ممکن است منبع، پیام صادر شده از یک منبع را برای مخاطب یادآوری کند و بنابراین مانع از این شود که تغییر نگرش ناشی از یک منبع معتبر در طول زمان زائل شود.تکرار پیام در ابتدا موجب افزایش موافقت با موضع مورد حمایت می شود، اما در مرحله ی معینی به کاهش موافقت با موضع مورد حمایت منجر می شود.با این اوصاف تکرار به کاهش استدلال مخالف علیه پیام از سوی گیرنده پیام و سپس افزایش استدلال مخالف علیه پیام منجر می شود.[۹] پژوهش درباره ی دو فن اول نشان می دهد که استفاده از آنها باید همراه با دقت باشد، زیرا ممکن است به درستی فهمیده نشوند یا توجه به پیام را منحرف نمایند.شواهد کمی وجود دارد که این دو فن واقعا موجب تغییر نگرش می شوند.تکرار نیز موافقان و مخالفانی دارد و استفاده از آن باید با دقت و احتیاط همراه باشد.تکرار احتمال بی اعتناعی یا مقاومت مخاطب را افزایش می دهد و می تواند به یادگیری بیشتر یک پیام خاص منجر شود.اما در عین حال می تواند به افزایش استدلال مخالف و فکر بیشتر درباره دیگر موضوعات غیر مرتبط منتهی شود.[۱۰]
در کل من با کمک و استفاده از این نظریه (نظریه ی اقناع )می خواهم در مورد فرضیه ی مورد نظر تحقیق کنم، تا ببینم این فرضیه با استفاده از روش پیمایشی اثبات می شود یا رد.
● روش شناسی(روش پیمایشی)
من برای بدست آوردن پاسخ سوالم که در مقدمه بیان کردم، و با توجه به فرضیه ام مطالعه ی پیمایشی انجام دادم و پرسش نامه ای تهیه کردم.متغیرهای اصلی من در این تحقیق، بیلبوردهای آموزشی و دیدگاه مخاطبان به صورت عام و خاص می باشد. که بیلبوردهای آموزشی متغیر مستقل و دیدگاه مخاطبان به صورت عام و خاص متغیر وابسته می باشد، یعنی من می خواهم اثر این بیلبوردهای آموزشی را در دیدگاه مخاطبان عام و خاص خود بسنجم.جامعه آماری من مخاطبان به صورت عام و خاص هستند، لازم به ذکر است که بگویم، مخاطبان خاص دراین تحقیق دانشجویان دانشکده های مختلف دانشگاه تهران هستند و مخاطبان عام را مردم عادی جامعه تشکیل می دهند. در این مطالعه مخاطبان چه خاص و چه عام از بین افرادی که تحصیلات مختلفی دارند به صورت تصادفی انتخاب شده اند، که در کل شامل ۵۱ زن و ۴۹ مرد می باشند، که تعداد و مقطع تحصیلی افراد به شرح زیر است: از بین ۱۰۰ نفر مقطع تحصیلی ۹ نفر آنها زیر دیپلم( ۷ مرد، ۲ زن)، ۲۱ نفر آنها دیپلم(۱۷ مرد، ۴ زن)، ۱۵ نفرآنها فوق دیپلم (۴ مرد، ۱۱ زن)، ۴۴ نفر آنها لیسانس (۱۵ مرد، ۲۹ زن) و ۱۱ نفر مخاطبان بالاتر از لیسانس (۶ مرد، ۵ زن)می باشد. ابزار اندازه گیری در این تحقیق پرسشنامه ای با ۹ سوال می باشد که این سوالات به گونه ای طراحی شده اند که ما را به خوبی متوجه دیدگاه افراد در مورد بیلبوردهای آموزشی می کند.واحد تحلیل من در این تحقیق مخاطبان عام و خاص هستند و واحد مشاهده ام بیلبوردهای آموزشی می باشد، که نمونه خود را بر اساس این دو واحد انتخاب نمودم. پس از پر شدن پرسشنامه هایم آنها را از طریق spss تحلیل نمودم که نتایج تجربی آنها را در ادامه بیان می کنم.
● نتایج تجربی
من با تحلیل پرسش نامه ها از طریق spss به نتایج زیر دست یافتم، در ابتدا آمار توصیفی از داده هایم ارائه می کنم و سپس به بیان رابطه ی معناداری بین متغیرهایم می پردازم.
همان طور که بیان شد در تحقیق به عمل آمده ۵۱ درصد پاسخگویان زن و ۴۹ درصد مرد بوده اند. از بین ۱۰۰ نفر، مقطع تحصیلی ۹ نفر آنها زیر دیپلم( ۷ مرد، ۲ زن)، ۲۱ نفر آنها دیپلم (۱۷ مرد، ۴ زن)، ۱۵ نفرآنها فوق دیپلم (۴ مرد، ۱۱ زن)، ۴۴ نفر آنها لیسانس (۱۵ مرد، ۲۹ زن) و ۱۱ نفر مخاطبان بالاتر از لیسانس (۶مرد، ۵ زن)می باشد. در این مطالعه، حدود ۲۰ درصداز مخاطبان اظهار داشتند که که بیلبوردها اطلاعات کافی به مخاطبان ارائه می دهند و ۷۹ درصداظهار کردند که این بیلبوردهای آموزشی اطلاعات کافی به مخاطبان ارائه نمی دهند.(در مورد این سوال یک نفر جوابی نداده بود).۲۸ درصداز پاسخگویان تحت تاثیر این بیلبوردهای آموزشی به موسسات مراجعه کرده بودند و۷۲ درصد نفر تحت تاثیر این بیلبوردها قرار نگرفته بودند.از بین این ۱۰۰مخاطب، ۴۳ درصد اظهار داشتند که این بیلبوردها با واقعیت مطلب اصلا سازگار نیست، ۳۰ درصد معتقد بودند که این نوع از تبلیغات بسیار کم با واقعیت سازگار است، ۱۸ در صد از مخاطبان گزینه ی کم را انتخاب کردند، ۸در درصد این نظر را داشتند که این از بیلبوردها در حد زیادی با واقعیت سازگار است و از بین ۱۰۰ نفر فقط ۱ درصد از پاسخگویان معتقد بودند که این بیلبوردها بسیار زیاد با واقعیت مطلب سازگار است.در این مطالعه من می خواستم ببینم که از نظر مخاطبان چه عام و چه خاص، آیا این نوع از تبلیغات از عناصر مناسب در جذب مخاطب استفاده کرده اند؟۲۹ در صد از پاسخگویان گزینه ی بله را انتخاب کردند و ۷۱ درصد گزینه ی خیر را.در مورد اینکه این نوع از بیلبوردها بیشتر از کدام شیوه ی تبلیغاتی استفاده می کنند، پاسخگویان نظرات متفاوتی داشتند، ۵ درصر از پاسخگویان شیوه ی شوخی، ۷۴ درصد شیوه ی تکرار، ۱۱ درصد جاذبه های جنسی و ۱۰ در صد گزینه ی سایر را انتخاب کردند. درمورد این که بیلبوردهای آموزشی در سطح شهر تهران از تبلیغات یکسان استفاده می کنند یا نه، ۵درصد از پاسخگویان معتقد بودند که این نوع از بیلبوردها خیلی کم از تبلیغات یکسان استفاده می کنند، ۱۶ در صد گزینه ی کم را انتخاب کردند، ۳۷ درصد معتقد بودند که این نوع از بیلبوردها زیاد از تبلیغات یکسان استفاده می کنند و ۴۲ در صد اظهار داشتند که این نوع از بیلبوردها خیلی زیاد از تبلیغات یکسان استفاده می کنند.(پاسخگویان در مورد این سوال گزینه ی اصلا را انتخاب نکردند) در نهایت ۲۶ در صد از پاسخگویان معتقد هستند که این نوع از تبلیغات در جذب مخاطب اصلا موفق عمل نمی کنند، ۴۲ درصد در این مطالعه گزینه ی خیلی کم را در مورد موفقیت این بیلبوردها انتخاب کردند، ۲۴ درصد اظهار داشتند که این تبلیغات کمی موفق هستند، ۶ درصد موفقیت این بیلبوردها را زیاد تلقی کردند و ۲ درصد معتقدهستند که این نوع از بیلبوردهای آموزشی در جذب مخاطب بسیار موفق عمل می کنند.
در این مطالعه من رابطه ی متغیرهای گوناگون را با تحصیلات تحلیل می کنم: من با استفاده از آزمون chi-square و درجه ی آزادی ۱ و sig ۳۸۲/۰، متوجه شدم که رابطه ی معناداری بین تحصیلات مخاطبان و کافی بودن اطلاعات بیلبوردهای آموزشی وجود ندارد، زیرا از۰۵/۰بیشتر است و از بین ۱۰۰ مخاطب، ۷۹ درصد اعتقاد داشتند که این نوع از بیلبوردها اطلاعات کافی به مخاطبان ارائه نمی دهد و تنها حدود ۲۰ درصد معتقد بودند که اطلاعات این نوع بیلبوردها کافی است. در این مطالعه معلوم شد که بین تحصیلات مخاطبان با مراجعه ی آنها به مراکز آموزشی تبلیغ شده در این بیلبوردها هیچ رابطه ای وجود ندارد، زیرا از بین کل مخاطبان، ۷۲ درصد اعتقاد داشتند که که ما تحت تاثیر این تبلیغات به آموزشگاهای مختلف مراجعه نکرده ایم و از بین این ۷۲ درصد، ۲۶ درصد را افراد دارای مدرک لیسانس تشکیل می دادند، و افراد کمی با مدارک مختلف به این آموزشگاهها مراجعه کرده بودند، پس با استفاده از آزمون chi-square و درجه ی آزادی ۱، sig۲۱۷/۰ به دست آمده است که همین sig نشان می دهد که بین تحصیلات و مراجعه به مراکز آموزشی رابطه ی معنادار وجود ندارد.
در این تحلیل معلوم شد که بین متغیر تحصیلات و واقعیت داشتن خدمات ارائه شده در بیلبوردهای آموزشی رابطه ای وجود ندارد، زیرا از بین گزینه های موجود در پرسش نامه ۷۳ درصد از مخاطبان گزینه های اصلا و خیلی کم را انتخاب کرده بودند و این گزینه ها به این معنا است، که خدمات مطرح شده در تبلیغات این نوع از بیلبوردهای آموزشی با واقعیت مطلب سازگار نیست.در مورد این دو مسئله، با استفاده از آزمون chi-square و درجه ی آزادی ۱، sig ۲۶۰/۰ به دست آمده است و این sig هم رابطه نداشتن این دو متغیر را نشان می دهد و دلیلی ندارد که افراد چه خاص و چه عام تحت تاثیر این نوع از تبلیغات قرار بگیرند.
در این تحلیل مشخص شد که بین تحصیلات و این مسئله که بیلبوردهای آموزشی از عناصر مناسب برای جذب مخاطب استفاده می کند رابطه ی مثبت وجود ندارد بلکه ۷۱ درصد افراد که بیشتر آنها دارای مدارک تحصیلی لیسانس و بالاتر و حتی فوق دیپلم بودند، اعتقاد داشتند که این بیلبوردها از عناصر ضعیف و نامناسبی برای جذب مخاطب استفاده می کنند ولی در این میان ۲۹ درصد مخاطبان، که آنها هم مدارک مختلف تحصیلی داشتند معتقد بودند که این بیلبوردها از عناصر مناسب استفاده می کنند.من با استفاده از آزمون chi-square و درجه ی آزادی ۱ و sig ۴۳۶/۰ رابطه نداشتن این دو متغیر را نشان دادم.
معمولا در تبلیغات از شیوه های مختلفی برای تبلیغ استفاده می شود. شیوه هایی مثل: توسل به شوخی، تکرار، جاذبه های جنسی و.... من در این جا می خواستم رابطه ی بین تحصیلات افراد با شیوه ی انتخابیشان در مورد تبلیغات موجود در بیلبوردهای آموزشی را تحلیل کنم.در این تحلیل متوجه شدم که، از ۹ نفری که زیر دیپلم بودند، ۲ نفر از آنها شیوه ی شوخی و ۷ نفر دیگر شیوه ی تکرار را انتخاب کرده بودند.از ۲۱ نفری که مدرک دیپلم داشتند، ۱ نفر شیوه ی شوخی، ۱۱ نفر شیوه ی تکرار، ۲ نفر شیوه ی مناسب را جاذبه های جنسی تشخیص داده بودند و ۷ نفر گزینه ی سایر را انتخاب کرده بودند.از بین ۱۵ نفر که مدرک فوق دیپلم داشتند، ۱۰ نفر شیوه ی تکرار را انتخاب کرده بودند و ۵ نفر نفر شیوه ی مناسب را جاذبه های جنسی تشخیص داده بودند. افرادی که مدرک لیسانس داشتند جزء بیشترین مخاطبان ما محسوب می شدند و از بین این ۴۴ نفر، ۱ نفر شیوه ی شوخی را انتخاب کرده بود، ۳۷ نفر شیوه ی تکرار را انتخاب کرده بودند ؛۳ نفر شیوه ی جاذبه های جنسی را انتخاب کردند و ۳ نفر دست به انتخاب گزینه ی سایر زده بودند. از بین ۱۱ نفری که مدرک بالاتر از لیسانس داشتند، ۱ نفر گزینه ی شوخی را انتخاب کرده بود، ۹ نفر گزینه ی تکرار را مناسب تشخیص داده بودند و تنها یک نفر شیوه ی جاذه های جنسی را شیوه ی مورد استفاده در بیلبوردهای آموزشی می دانست.در این مطالعه، با استفاده از آزمون chi-square و درجه ی آزادی ۱ و sig ۲۲۶/۰ به دست آمد که این sig نشان می دهد که بین تحصیلات افراد و انتخاب شیوه ی تبلیغاتی رابطه ی معناداری وجود ندارد زیرا افرادی که در مقاطع تحصیلی مختلف هستند و می خواهند تحصیلات تکمیلی را طی کنند به این بیلبوردها توجه می کنند.
در تحلیل این موضوع که بیلبوردهای آموزشی موجود در سطح شهر تهران از تبلیغات یکسان استفاده می کنند، رابطه ی معناداری بین تحصیلات افراد پاسخ گو و یکسان بودن این تبلیغات وجود داشت. از بین گزینه های موجود در این سوال گزینه های زیاد و خیلی زیاد بسیار انتخاب شد که بیشترین انتخاب را افراد دارای تحصیلات لیسانس، بالاتر از لیسانس و افرادی که در مرحله ی تکمیل تحصیلات خود بودند، کردند.این موضوع نشان می دهد که این نوع از بیلبوردها از تکرار بسیار استفاده می کنند و بیشتر تبلیغات آنها یکسان هستند، با استفاده از آزمون chi-square و درجه ی آزادی ۱ و sig ۰۴۳/۰ که نشان می دهد رابطه ی معناداری بین متغیر ها وجود دارد و گفته های خود را اثبات می کنم. در انتها در تحلیل این موضوع که آیا تحصیلات افراد و جواب دادن به این سوال که، در کل این نوع از تبلیغات در جذب مخاطب موفق عمل می کنند، نتایج زیر به دست آمد، گزینه هایی که نشان می داد این نوع از تبلیغات در جذب مخاطب موفق عمل نکردند بیشترین انتخاب مخاطبان بودند و این مسئله ربطی به تحصیلات افراد نداشت و مخاطبان با هر مدرک تحصیلی موفق عمل نکردن بیلبوردها را مد نظر داشتند، در این میان افرادی که دارای لیسانس بودند چون حجم بیشتر مخاطبان را تشکیل می دادند بر این موضوع نیز تاکید بیشتری داشتند.و من با استفاده از آزمون chi-square و درجه ی آزادی ۱ و sig ۸۸۰/۰ به این ناموفق بودن تبلیغات و رابطه نداشتن تحصیلات و جوابی که مخاطبان بیان کردند بیشتر پی بردم. متغیر جنس و میزان مراجعه به مراکز آموزشی را مورد مطالعه قرار دادم تا ببینم از بین افرادی که با دیدن این نوع از تبلیغات بیلبوردی به آموزشگاهها مراجعه می کنند چند درصدشان زن و چند درصدشان مرد هستند، در این تحلیل مشاهده کردم از بین ۵۱ درصد مخاطبان که زن بودند، ۱۴ درصد آنها تحت تاثیر این تبلیغات قرار گرفتند و ۳۷ درصد آنها تحت تاثیر این تبلیغات قرار نگرفتند و از بین ۴۹ درصد مخاطبان که مرد بودند، ۱۴ درصد آنها تحت تاثیر این تبلیغات قرار گرفتند و به مراکز تبلیغ شده مراجعه کرده بودند و ۳۵ درصد آنها تحت تاثیر این تبلیغات قرار نگرفتند. من با استفاده از آزمون chi-square و درجه ی آزادی ۱ و sig ۹۰۱/ ۰ متوجه شدم هیچ رابطه ای بین جنس افراد و مراجعة آنها به مراکز تبلیغ شده وجود ندارد. در این تحلیل من از آزمون فیشر(F) نیز استفاده کردم، با استفاده از این آزمون متوجه شدم که با درجه معنی داری ۰۰۳/۰ رابطه ی معناداری بین تحصیلات و انتخاب شیوه، با درجه ی معنی داری ۰۰۳/۰ رابطه ی معناداری بین تصیلات و جنس و همچنین با درجه ی معنی داری ۰۲۱/۰ رابطه ی معناداری بین تحصیلات و تشخیص یکسان بودن این تبلیغات وجود دارد. ● نتیجه گیری
همانگونه که بیان شد فرضیه ی من در این تحقیق این است که این نوع از بیلبوردها، بیلبوردهای بسیار ساده ای هستند و نمی توانند نظر همه ی مردم و مخاطبان را به خود جلب کنند، وشاید فقط برای عده ای از مخاطبان که نزدیک کنکور هستند و یا می خواهند تحصیلات خود را کامل کنند جذابیت و کاربرد دارند این نوع از بیلبوردها نمی توانند بر نحوه ی استفاده ی افراد از این نوع خدمات تاثیر بگذارد چون واقعیت موجود رابه افراد و مخاطبان خود نمی دهند و مردم در هر مقطع تحصیلی خیلی کم تحت تاثیر این نوع از تبلیغات قرار می گیرند. و بر اساس نظریه ی اقناع و روش پیمایشی، (یا همان پرسش نامه) به مطالعه ی بیلبوردهای مورد نظرم پرداختم و با همین روش شناسی یعنی جمع آوردی داده ها از طریق پرسش نامه، داده های جمع آوری شده را مورد مطالعه قرار دادم. در این پژوهش من نتایج مختلفی به دست آوردم، من متوجه شدم که افراد معتقد هستند که این نوع از بیلبوردها اطلاعات کافی و کاملی از آن مراکز و یا خدماتی که ارائه می دهند در اختیار مخاطبان نمی گذارند، بیشتر اطلاعات موجود در این بیلبوردها واقعیت ندارند و شنیدن و دیدن تبلیغات کاذب باعث می شود که آنها از مراجعه به مراکز تبلیغ شده خودداری کنند، در ضمن تبلیغات موجود در بیلبوردهای آموزشی بسیار شبیه به هم و تکراری هستند. در این مطالعه من می خواستم بدانم که آیا تحصیلات افراد در دیدن و توجه کردن به این نوع از بیلبوردها و حتی انتخاب تبلیغات موجود در آنها تاثیر می گذارد یا نه؟و همان طور که در نتایج تجربی آمده است مشخص گردید که بین مقطع تحصیلی افراد و توجه کردن به این بیلبوردها رابطه ای وجود ندارد واین نتیجه فرضیه ی من را اثبات می کند و فرضیه ی موجود در این تحقیق با چنین نتیجه ای رد نمی شود. ولی نتیجه ی جالبی که از این تحقیق می شود گرفت این بود که افراد در هر مقطع تحصیلی که باشند، اعتقاد دارند که در معرض تبلیغات کاذب و دروغ هستند و به تبلیغات ارائه شده از سوی موسسات و مراکز آموزشی اطمینان ندارند و ترجیح می دهند از تجربیات افراد دیگر استفاده کنند، و حرف ها و سخنان دیگران بر آنها بیشتر از این نوع از تبلیغات تاثیر می گذارد.
نویسنده: مهسا - بخارایی